أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

116

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

مانع آن مىشود كه گياه كه مايهء زندگى جانور است در آنجا برويد ، مگر آنكه در اينجا نيز [ مانند آن سوى اقليم اوّل ] نهاد جايگاه چنان باشد كه سبب رويش گياه شود . در جايگاههاى شمالى ، به سبب سرما و برف ، آبادانى ناپيوسته است . و در كنار دريايى كه از درياى محيط [ اقيانوس اطلس ] جدا مىشود و به شمال سرزمين صقالبه ( اسلاوها ) مىرسد ، و درياى و رنگ نام دارد ، مردمانى سكونت دارند ؛ چه آن مردمان در كنار اين دريا و روبه‌روى آن سرزمينهاى پربرف و بسيار سرد در جايى خانه كرده‌اند كه سرما به آن اندازه نمىرسد ، و كسانى از ايشان را مىبينيم كه در تابستان براى شكار ماهى و دريازنى به ميان آن دريا مىروند ، و چندان در سوى قطب شمال پيش مىروند كه به جايى مىرسند كه در هنگام انقلاب صيفى خورشيد بر روى افق ايشان گردش مىكند ، و ميان همگنان به اينكه چنين چيزى را ديده و به جايى رسيده‌اند كه شب ندارد ، بر خود مىبالند . و امّا نبودن آبادانى در جاهايى از دو سوى شرق و غرب ، كه گزاف بودن سرما يا گرما از آبادانى جلوگيرى نمىكند ، بدان سبب است كه برآمدن خشكى و آبادانى از ميان آب ، همان‌گونه كه پيشتر گفتيم ، به خواست خدا است و طبيعت را در آن دستى نيست . و به‌همين جهت است كه پاره‌اى از زمين مخصوص آبادانى شده و آبها از هرسو آن را فراگرفته و ناگزير از هردو سوى مشرق و مغرب آبادانى پايانى پيدا كرده است . و دريايى كه در جنوب قسمت آبادان زمين است ، يعنى از درياى محيط [ اقيانوس كبير ] در مشرقهاى چين برمىخيزد ، بر خطّ استوا ، روبه‌روى چين و سپس هند و سپس ايران و سپس سرزمين اعراب كشيده مىشود ، و زبانه‌اى از آن به قلزم مىرسد ، و هرجا به نام سرزمينى كه روبه‌روى آن است خوانده مىشود . و نيز آن دريا كه از درياى محيط [ اقيانوس اطلس ] در مغربهاى سرزمين سياهان از دماغهء به نام راسون برمىخيزد ، در جنوب خطّ استوا روبه‌روى سرزمينهاى سياهان و سفالة الزّنج كشيده مىشود ، و خورشيد و ماه و سيّارات بر سمت الرّأس آن قرار مىگيرد ، و همين